اسباب بازی
عمارت متروکه باید هر چه زودتر ترک بشود تَرَک های عمیق تری بردارد عمارت متروکه عرشه کشتی محل مناسب تری است برای پری هایی که تازه سر از تخم درآورده اند شیطان از روز اول فهمید که باید در دهن مار قطعه زمینی بخرد ملوسینا لورا ایزابل پرسه فونه ماری* اگر نروند هم باید بروند از عمارت متروکه این نیلوفر سمج که سر از قصر کافکا هم در می آورَد شاید همان خزه لزجی باشد که بر تنه همه کشتی ها روغن نهنگ می مالد تو بگو فنری عضلانی که ناگهان فوران می کند تا لبه ی سقف تا عمارت متروکه به هیچ ترددی مشکوک نیستم: استخوان های پوکی که ورم کرده اند لُپ در آورده اند و دست تکان می دهند پروانه های مرده ای که به گیس هایشان...
ادامه مطلب